
یه نظریه هست که میگه بچه های اول ، ناخواسته هستن!
ناشی از هیجان خام جوانی !
همون قضیه ی : سِی هلو تو مای لیدل فرند ! ..... اوه ! وات اِ بیگ لیدل فرند!
پ ِ ن ِ : اینطوریه که یه روز عموهه از خواب بیدار میشه و میگه ، امروز چه کار کنم که به دو کار بی ارزه؟ فکر میکنه و تصمیم میگیره که خونَش رو عوض کنه! بره ُ خونه ای رو بگیره که قبلا دوست دختر
- نوستالوژیکِ - برادرزادش توش زندگی میکرده! شِیم آن یو فاکین بستارد آنکل! گاد دمن یو لیدل پیس آو شِت!
پ ِ ن ِ : آخرین باری که یک پست به این درازی و به این خوبی خوندم رو ، اصلا یادم نمیاد! : MOMENTUM

باری! در افسانه ها آمده است که :
روزی حسنی در گذار از سنت به مدرنیته بود که دوستش را بدید و به ایستاد و دوستش فرمود :
حسنی میای بریم حموم؟
و حسنی این چنین پاسخ داد که : نه نمیام! نه نمیام !
دوست در پاسخ بفرمود : واه واه واه ! واه واه واه !
و در ادامه خاطر نشان کرد که :
"من و مامانم و بابام و عموم ، هفته ای دو بار میریم حموم!"
دوست این را بگفت و همچون خدنگ ، پیش به سوی مدرنیته گذار کرد و گام برداشت!
از آن روز به بعد ، کسی حسنی را ندید! عده ای می گویند در حمامی سکنی گزید و به درویشی روی آورد! و عده ای نیز بر این باورند که تا سالهای سال در تمام حمام های دِه ، صدای آه و فغان حسنی در هوا پرواز می کرد!
هـمّش دلم میگیره ...... هـمّش فکر میکنم مال اون اسنکای تــخمیه اونشبه!
پ ِ ن ِ : با تواَمااااا ! مِفَهمی؟
پ ِ ن ِ : هرکی بگه لهجه ی پ ِ ن ِ بالایی کجایی بود ، یه " آبــّاریکلّا " جویزشه !
پ ِ ن ِ : و اما : دارا دارام ! محسن نامجو وارد می شود! برین بخرین آلبومش رو که لینک دانلودش رو به هیچکی نمیدم!
پ ِ ن ِ : ینی فکر میکنین برای "رعایت قانون کپی رایت" میگم لینکش رو نمیدم؟
پ ِ ن ِ : ینی واقعا من رو اینجوری فرض کردین؟
پ ِ ن ِ : فــاک دا کاپی رایت! Hammash رو دانلود کنین!
- بنویس از دلی که بی قراره
بنویس از جوونی که ....ونش شده پاره!
+ جان؟ منو صدا کردین؟
- نه عزیزم ، شما بفرما!
بنویس .....
پِ ن ِ : بعد شما فکر کن تو این هفته سه نفر بهم گفتن : "عیسی مسیح" ! بعد شما فکر کن "مسیح" هم نه ، فقط "عیسی مسیح" ! هر سه تا!
پِ ن ِ : اصلا حس خوبی نیست که پست جدی دارم میدم! اصلا!