تبليغاتX
راه رفتن مرد مرده
هفدهم آبان 1388
من و بابام (1)

بابام زده "فرنس 24" ، میگه : دختره رو نگا با این سنش چه خوب فرانسوی صحبت میکنه!
نگرانشم!


پانزدهم آبان 1388
غیر قابل بازیافت لطفا!


بنده خواهشم از بازجوهای محترم اینه که ، این شیشه نوشابه ها رو که استفاده میکنید، مبادا ببرید جایی بزارید ببرند کارخانه دوباره پر کنندشان! خدایی ضایع است!

سیزدهم آبان 1388
مخصوصا شما همشهری عزیز!

انقلاب ما ، انقلاب پشت مانیتوریست! از پشت نقابها و شخصیتهای مجازیمان، تــخم داریم اندازه دانمارکی! اما تو گود .... بگو اندازه نخود!

دهم آبان 1388
در تو فرو میکنند کتاب انقلاب را


آری! "تقلب ، تقلب ، تقلبت مبارک!" میخواند و رقصان عمامه در هوا می افکند و چهار ضربی ِ اسپانیولی ، تانگووار جلو می آمد و چاقو در دست ، طلب ِ شاباش میکرد!
مموت ، خجول و عجول با پنگول چاقو را از دستش ربود و بیلاخی به نشانه ی "تــخممم نیستی" در چشم و چال وی فرو کرد!
سد علی عبا را تکانی داد و بلغم بالا کشید و زبان گشود که : "عقده ی هزار ساله ای دارم!"
حضار پشمهاشان را یکی یکی کندند و هریک در حد توان (قطر کالیبر) چیزکی در ماتحتهاشان فرو کرده و سپس نگاهی طول و دراز بر گـُه سار (بر وزن رخسار) مموت انداختند ، بدین معنا که : "لاشـّی بازیا چیه خب؟"
مموت خجول و عجول ، شنگول چاقو از دست برهاند و در ماتحت سد علی فرو کرد!
سد علی خنده ای به نشان رضایت سر داد و همگی دگربار، شادی کنان "تقلب، تقلب ، تقلبت مبارک" سر دادند!


مسیح علی نژاد بلاگستان را دعوتی نموده! [+]
این چنین اجابت نمودیم. باشد که موردپسند آقا و اطرافیان واقع گردد! نگردید هم به تـخمهامان!